تفسیر هاله
ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٦  
هاله آبی  

 


آبی ها طیف رنگی  یی هستند که برای کمک به دیگران خیلی اهمیت قائلند، و قدر کار در خدمت مردم را می دانند. خدمت شکلی از نوع دوستی و مایه گذاشتن از خود است. هنر است که اقدام به رفع نیازهای دیگران می کند و بر آورده کردن نیازهاست که به افراد  فرصت می دهد شأن  خود را حفظ کنند. وقتی آبی ها در حق همسایه  لطفی می کنند یا به امور فردی بیمار می رسند، آنان راه های را بر می گزینند تا در زندگی از خودشان مایه بگذارند

                                                                                                                             

بزرگترین چالش  آبی ها این است که بدانند برای خوشحالی و رضایت چه می خواهند و و بعد آن را بطلبد،از آن جا که آنان بیشتر در خدمت دیگران هستند، فرصت کمی برای رسیدگی به فعالیت هایی دارند که موجب رشد روحی و معنوی شان می شود. آنان باید حد و حصری برای منابع روحی و عاطفی خود قائل شوند. باید بتوانند نه بگویند و جدی هم نه بگویند. آبی ها  از طریق رقابتی موفقیت آمیز می توانند اقتدار شخصیتی خود را حفظ کنند. آنان باید یاد بگیرند از طریق سبک  سنگین کردن منابع درونی خود و استفاده از وقت و انرژی شان برای شاداب نگه داشتن خود از منابع درونی شان بهره  برداری کنند.

                           

آبی ها آن قدر در پی توصیه واقعیات فیزیکی نیستند. این خبر ها از نظر آنان زشت و پست  و نا خوش آیند  است. حتی وقتی به دقت منظره ای جالب را بر رسی کنند، خزیدن هزاران حشره  ی چندش آور را بر روز آن می بینند. آبی ها دوست دارند در قلمرو عواطف و احساسات زندگی کنند که از خارج واقعی تر به نظرشان می رسد.

                                                                                                     

اگر آبی ها را به حال خود رها شوند، هیچ توجهی به فعالیت ها و ورزش های طاقت فرسا ندارند، چون باعث می شود آنان  گرمشان شود و عرق کنند ، که  برایشان تجربه یی ناخوش آیند است. به هر حال از ورزش هایی لذت می برند که دوستانه است ، مانند والیبال، بولینگ هم چنین ورزش های زیبا مانند رقص، شنا، اسب سواری. آنان از  پیاده روی به عنوان تجربه یی در طبیعت یا در کنار دوستان  لذت می برند. کلاسهای ورزشی که نرمش های ملایم دارد و نسبت به ایروبیک کم  تحرک تر است، برایشان کشش دارد. ورزش های استقامت که مستلزم آمادگی جسمانی است، برای آبی ها جذبه ندارد، زیرا می پندارند میزان توجه به خود، آنان را  لوس می کند و خود پرستی است.

                                                    

آبی ها از آن نوع بدن هایی دارند که درون ریز است، اندام مادر طبیعت . آنان به راحتی اضافه وزن پیدا می کنند، . آبی ها در دوره  یی که ورزش سخت ، رژیم غذایی ، هیکل لاغر  تاکید می شود، بازنده محسوب می شوند.آبی ها باید در ک کنند که زیبایی آنان در توانا ییشان در پرورش و حمایت دیگران و خشنودی  شخصیت هاست.

                                                                                                                              

بزرگترین موهب آبی ها شم بسیار بالای آنان است. آبی ها افرادی فوق العاده حساس در برابر ارتعاشات دیگران هستند. به هر حال برایشان بسیار مشکل است که ان چه را به طور شمی  میدانند، به اطلاعاتی مفید تبدیل کنند. در مر حله ییتصمیم گیری و عواطف و احساسات و حدس و گمان، کاری به محاسبات و واقعیت ها ندارند، در نتیجه  وقتی پای کمک های منطقی پیش می آید ، آبی ها نسبت به رنگهای دیگر دست و پا چلفتی تر هستند. توانایی دسته بندی کردن و ایجاد نظم و ترتیب و کسب دوباره  اطلاعات، مهارتی اکتسابی است که آبی ها باید ان را یاد  بگیرند، مخصوصا" از طریق تمرین در مواقع فکر کردن در مورد مسائل مهم و حیاتی.

                                    

آبی ها هم مانند دیگر رنگ های روحی معنوی، متفکرانی همه جانبه هستند. آنان همزمان تمام نمو نه های مورد بحث  یا تصمیم گیری را میقاپند و پیامد ها و بر آیند های موجود را از این دست به آن دست می دهند، علت   را ارزیابی می کنند و همیشه هم راه های  چاره را باز می گذارند.

                                                                                                               

اگر سبز ها به حالت مضاعف  فکر  میکنند و در موضوع هر انتخابی،گزینش هار ا جفت جفت می کنند، آبی ها  از لحاظ ذهنی به کل مطلب می  چسبند و هر گز حتی یک گزینش بالقوه را هم ول  نمی کنند. چون آبی ها همزمان تمام راه حل های فرعی را در ذهن نگه می دارند، تعجبی ندارد که در تصمیم گیری دچار مشکل  می شوند. آبی ها ممکن است در جزییات بمانند و در مورد اینکه  کحا می روند یا  چگونه می روند ، احساس عدم اطمینان  کنند. مهم ترین مهارتی که آبی ها می توانند یاد  بگیرند، این است که چطور حواسشان را جمع کنند تا تمام  مشکلات و نگرانی هایی را که ربطی به مشکل موجود ندارد، از سر راه بردارند.

        

در مدرسه ، آبی ها در درس هایی که تأکید زیادی بر شم و احساسات دارد، خیلی خوب هستند، مانند ادبیات، انشاء، هنر و تئاتر. دروسی که مستلزم دنبال کردن روش خطی است ، مانند ریاضیات یا علوم، مهارت حفظ کردن و سازمان دهی و پایه و اساس دسته بندی را به آنان یاد می دهد. و همین مطالب  است که به آبی ها کمک  می کند از عهده مفروضات دنیای واقعی بر آیند. آبی ها به شدت کلافه و مأیوس می شوند اگر جواب مسأله یی  ریاضی را بدانند اما ندانند چطور  به آن برسند.

                                                                                                                               

با این که آبی ها بیش از حد عاطفی هستند، می توانند در امور تجاری ، مخصوصا" در خدماتی که فرصت  کار کردن با سایر مردم را داشته باشند، به خوبی خود را نشان می دهند. آبی ها قادر به تصمیم گیری هستند، فقط نسبت به رنگ های دیگر کند تر و محتاط تر عمل می کنند. آنان فاقد توانایی سازمان دهی سبز ها و کرم ذهنی ، و نفس قوی بنفش ها  هستند.

                                     

آبی ها احتیاج دارند برای خود برنامه ریزی کنند تا از عهده موفقیت های شغلی یا بر نامه هایی که به آنان امکان  می دهد وقت کافی برای کار کردن با سرعت خاص خود داشته باشند، بر آیند ، آنان برای تصمیم گیری های مهم به سه تا هفت روز وقت احتیاج دارند. وقتی زمان کافی و مکان مناسب  و آرامش در اختیارشان گذاشته شود، تصمیماتی خوب می گیرند، تصمیماتی که حسابی در موردشان فکر شده و به آن متعهد شده اند. برای اینکه راحت و آسوده باشند، اختیاج دارند به آنان  اجازه داده شود تمام پیشنهاد ها و شکایت هایشان را کتبی ارائه بدهند. این کار به آبی ها فرصت می دهد احساسات را از عمل جدا کنند و به راه حلی برسند که بتوانند پای  آن بایستند.

                                                                                                                

آبی ها تمام عوامل لازم برای مرحله تصمیم گیری را سبک سنگین می کنند، تعهدات قبلی ، نیاز های خود و خانواده شان، شایستگی طرح، نتیجه مورد نظر. وقتی  آبی ها با کارمندان و مشتریانی روبرو می شوند که خواستار تصمیم گیری سریع هستند، باید قبل از هر اقدامی در مورد انگیزه ها و التزاماتشان  صادق باشند. آبی ها شکستهای شغلی  را شخصی تلقی  می کنند.  در دنیای رنگهای رده ذهنی ، هر چیزی در وهله اول یک فرضیه است ، اما در دنیای آبی ها، احساس وعاطفه است. تأیید احساسات ، به  آبی ها فرصت می دهد در دنیای تجارت موفق  شوند.

      

بزرگترین سرمایه ی آبی ها تعهدات عاطفی آنان است که جزئی از روند ذهنی و عاطفی  شان است. آبی ها در ایده های خوب ، متوجه ویژگی  بالقوه آن می شوند و دلشان می خواهد به دیگران کمک کنند که به هدف خود برسند. هر طرح ، عقیده یا فردی که آبی به  آن مقید شود، براستی مایه سعادت و خوشبختی اش است. آبی متعهد ، فردی قابل اعتماد، قابل اطمینان و وفادار است.


اوضاع روحی و عاطفی

آبی رنگ انرژی مؤنث است که به گونه  یی استثنایی یکی از جنبه های انرژی مؤنث را منعکس می کند، یعنی توانایی تماس با احساسات فردی و ابزار آن، آبی ها از طریق  احساس از دنیا سر در می آورند، نه مثل زردها و کرم های فیزیکی از طریق حواس فیزیکی. عشق و تنفر و امیدواری  و نومیدی، از عوامل روزمره ی زندگی آبی هاست. پایه و اساس اصلی تصمیم گیری آنان عواطف و احساسات است.

این قابلیت آبی ها که از بعد عاطفی عمل می کنند، بزرگترین سرمایه شان است. اما در عین حال ممکن است بزرگترین نقطه ضعفشان هم باشد. آبی ها دلشان می خواد دیگران دوستشان بدارند. با فکر و ملاحظه کار و مهربان به حساب بیاورند. زمانی سرو کله  نقطه ضعفها پیدا می شود که غبارهای سر در گمی سر راه موفقیتی را بگیرد و مانع شود که آبی ها بهترین تصمیم را بگیرند. آنان نمی توانند تشخیص دهند که دارد از ایشان سوء استفاده می شود یا از ایشان تقاضا شده است که تلاش بیشتری برای رسیدن به موفقیت کند.

                                                                                                      

از آنجا که آبی ها افرادی حساس هستند و علائم و اشارات  غیر کلامی را در حالت دیگران  می گیرند ، بابت  آن چه می دانند، مورد  تایید قرار نمی گیرند. همسر یا کارمندی که روشی منطقی تر رابه کار می برد، می پرسد آبی چه مفروضاتی دارد که از عقاید او حمایت  کند. چون مفروضات و دانسته های آبی ها اساسا" احساسی است، نامربوط و پیش پا افتاده و غیر عملی تلقی می شود. در جامعه گاهی آگاهی های شمی آبی ها گیج کننده است و چه بسا به نظر افرادی که بیشتر دیدگاه منطقی دارند، نامربوط جلوه کند. به هر حال این موهبت ویژه در بعضی زمینه های زندگی  ضروری است، و در مورد رسیدگی و توجه به خانواده و تلاش برای رفاه و سعادت خانواده و جامعه، آبی ها را افرادی لازم الوجود و ارزشمند می دانند.


هاله نورانی
ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٦  
دکتر لیال واتسن محققی است که در زمینه پدیده های فوق طبیعی به تمام جهان سفر کرده است و یکی از کتابهایی که در آن نتایج ده سال از تحقیقات خود را به رشته تحریر در آورده ، کتابی است با نام : فوق طبیعت « Super Nature» . دکتر واتسن متخصص در گیاه شناسی ، جانور شناسی ، زمین شناسی ، جغرافیا ، روانشناسی ، انسان شناسی و باستان شناسی است. او در کتاب فوق در مورد پدیده هایی مانند : امواج مغزی ، تله پاتی ، هاله ، شهود ، روشن بینی و تاثیر ماه و سیارات بر انسان تحقیقات آزمایشگاهی و وسواس گونه ای را ا انجام داده و یا نقل کرده است .

 

امروز قسمتی کوتاه از این کتاب را می خوانیم ولی قبل از آن جملاتی که دکتر واتسن کتابش را با آن تمام کرده نقل می کنم . فکر می کنم برای شما هم جالب باشد :
« ... من متاثرم از بی کفایتی خودمان ، از استعدادهای عمیق و وسیع و در عین حال دست نخورده مان ، و از پیشرفتی که در این زمان تنها با به کا ر گرفتن گوشه کوچکی از مغزهایمان نموده ایم . ما در واقع کرمهایی هستیم که در راه تبدیل شدن به کرم بزرگ صد پای بی مغز منابع زمین را می بلعیم . اما من معتقدم که پروانه از درون پیله شروع به جنبیدن کرده است . آنگاه که آب و هوا مناسب شود ، حصار را خواهد شکست و پای به جهان خواهد گذارد اما نه به صورت نوعی سوپر کامپیوتر ، بلکه به صورت موجودی زنده که به تمامی ، فوق طبیعت را تحقق خواهد بخشید و از پشت سرش به تکنولوژی ، به عنوان یک اسباب بازی کودکانه نظر خواهد کرد . »

 خلاصه ای از یکی از عناوین کتاب را با هم می خوانیم : هاله تابان .

« ... از قدیم الایام در تصاویری که از پیامبران و قدیسین ادیان اسلام و مسیحیت تهیه می شده است همواره هاله تابانی به دور سر یا بدن آنان نقاشی کرده اند . این عقیده که ابری از انرژی یا ، هاله تابانی، بدن را احاطه کرده است به قرنها پیش باز می گردد . تصاویری باستانی از مردان مقدسی به دست آمده است که آنها را در محیطی نورانی نشان می دهد . این ابهام اساطیری اولین بار در بیمارستانی در لندن به وسیله Kilner کشف شد . در سال 1911 او متوجه شد که با نگاه کردن از پشت شیشه های رنگی قادر است به دور بیشتر افراد ، حاشیه ای تابان مشاهده کند . او می گفت که شکل و رنگ این این هاله تابان بر حسب میزان سلامتی شخص فرق می کند ، و خود از آن به عنوان کمکی در تشخیص طبی استفاده می کرد .
می دانید که چشمان ما به نوری حساس است که طول موجش بین 380 تا 760 میکرون باشد . این حقیقت که بدن انسان امواج الکترو مغناطیسی تابش می کند و طول موج این امواج بیشتر از آن است که اغلب چشمها قادر به دیدن آن باشند ، به وسیله فن جدید ، گرما نگاری ، که تابش گرمایی را به تصاویر رنگی شگفت آوری تبدیل می کند ، به روشنی ثابت شده است . در واقع بدن ما تابشی دارد که طول موج آن از حد طبیعی بینایی ما بیرون است و البته باید در نظر داشت که برد حساسیت انسان وسیع است ، بعضی افراد اصواتی را می شنوند که برای دیگران مافوق صوت است و بعضی طول موجهایی را می بینند که برای دیگران نامرئی است .
بدنبال کار کیلنر ، Bagnall زیست شناس دانشگاه کمبریج ، هاله تابان را به زبان فیزیکی توضیح داد و به کمک عینکهایی که با ماده شیمیایی خاصی پر شده بود ، موفق به دیدن هاله تابان شد و شکل آن را به تفضیل بیان کرد .
و بالاخره در سال 1964 ، Kirlian فیزیکدانی روسی ، بعد از بیست و پنج سال تحقیق ، موفق به اختراع دور بینی شد که می توانست از این هاله عکس بگیرد . کرلیان و همسرش با این دوربین صدها عکس از انسان ، حیوانات و گیاهان تهیه کردند که درکتابها و نشریات مختلف چاپ شد .... »
نمی دانم شما تا بحال تصاویر دوربین کرلیان را دیده اید یا نه ؟ امروزه این عکس ها به راحتی در دسترس است . اگر در گوگل واژه Kirlian photo را جستجو کنید ، به دهها سایت در این زمینه دسترسی خواهید داشت . همچنین می دانید که بعضی ها بدون این دوربین هم می توانند هاله نورانی را بسیار واضحتر و دقیقتر از عکسهای کرلیان مشاهده کنند . از روی رنگهای هاله انسان می توان بسیاری از بیماری های جسمی و روحی را مشاهده کرد و حتی درمان کرد ...


رنگ هاله
ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٦  
قرمز

 

ابراز احساس جسمانی از نشانه های رنگ قرمز است. کلید موفقیت قرمزها، عمل کردن به آن چیزهایی است که از واقعیت فیزیکی و محیط ملموس خود می دانند. قرمزها در تعبیر و تفسیر آن چه در اطرافشان می گذرد، ساده و بی پیرایه هستندو آنان متفکرانی خیالی نیستند. از نظر آنان میز همان حکم میز را دارد، والسلام. آان در دنیای طبیعت راحت و ایمن هستند و زندگی را شجاعانه و با ذوق و شوق دنبال می کنند.

قدرتمند ترین جنبه های قرمز توانایی شان ، در حضور دنیاست و اینکه با اطمینان  و اعتماد به نفس  از عهده جنبه ها و واقعیت های زندگی روز مره بر می آیند. موهبت خداداد آنان حفظ حرمت عظمت و بزرگی طبیعت است. به نظر می رسد آنان از نقش خود در معادله بشری و واقعیت فیزیکی آگاهند. آنان عاشق همان وضعیتی هستند که در آن حضور دارند.

قرمزها از طریق تأثیر متقابل بر محیط فیزیکی ، با دنیا همخوانی دارند. افراد این طیف رنگی  احساس سرزندگی و راحتی و قدرتمندی باخودشان می کنندو وقتی بتوانند با روشهای فیزیکی ازتباط داشته باشند، خود را مسؤل می دانند. واقعیت آنان ملموس است. اگر بتوانند ببینند، بشنوند، بچشند، بو کنند و لمس کنند، همه آنها برایشان واقعی است. آنان در مورد تعبیر و تفسیر دنیا ساده  و بی پیراسه اند.

قرمز ها عاشق این  هستند که محیط را تحت اختیار خود در آورند، از نظر آنان ، واقعیت به معنای چالش جسمانی است. در ارتباط با اشیاء، برای ادامه حیات، حسی واضح و آشکار دارند. آنان در بحوای زمان و مکان به پارامترهای بخصوص فیزیکی احتیاج دارند. در نتیجه ، قرمزها معمولا" خود را در موقعیتی می یابند که مستلزم تلاش جسمانی و قدرت و استقامت است. آنان تلاش جسمانی را بر تلاش ذهنی یا عاطفی ترجیح  می دهند.

قرمزها باهوش و قادر به کمک فکری هستند. هدف قرمزها در  زندگی این است که به اندیشه ها و عواطف ، استحکام بخشند و به دیگران شور و اشتیااق  بدهند.

قرمزها در اینجا هستند و به ما خاطر نشان  می کنند که  ما کالبدی فیزیکیی  داریمو ماده ای هستیم که به ما هوش و عاطفه و معنویت هم  اضافه شده است. قرمزها به ما یاد آوری می کنند که کالبد ما بنایی است که سایر قسمت های ما در آن خانه دارد. قرمزها دوست ندارند مادی بودنشان را از موجودیت خود دور کنند، در حالی که رده های عاطفی و معنوی این کار  را می کنند.

در طیف رنگی ، قرمز ها جزو افراد نیرومند هستند. وقتی تصمیم  می گیرند کاری  انجام دهند، تا آخر پای آن می ایستند، آن قدر که به شم و غریزه خود گوش می کنند ، به طبالهای مختلف گوش نمیکنند. سریع شست شا ن خبر دار می شود.  به طور خودکار متوجه خطر یا عوامل خطر آفرین می شوند. احتیاط و هوشیاری فوق العاده یی دارند. و به موقع از مهلکه ها میتوانند افراد را نجات دهند.

کنشهای ذهنی

قرمز طیف شخصیتی به درد بخوری است. این افراد با الزامات واقعیت مواجه می شوند. آنان از کارهای شاق وحشتی ندارند و در مورد کارهایی که مستلزم مهارتهای عملی کاربردی است، نسبت به رنگهای رده معنوی و ذهنی بردبارتر هستند، چون احساس میکنند باید کاری کنند تا اتفاقی  بیفتد. اما اصبوری ایشان کم است. آنان مقام و مرتبه های تهاجمی را به مقام های تدافعی ترجیح  می دهند.

قرمزها معمولا" مشاغل و علایقی را انتخاب می کنند که به آنان فرصت می دهد در مورد اوقات و منابع و انرژی شان، ارباب خودشان باشند. اعلب به کسب و کاری روی می آورند که بتوانند رئیس خودشان باشند.

در مرحله ذهنی ، قرمزها سعی می کنند سر در بیاورند  چه چیزی به دنیا نظم و ترتیب می دهد. آنان در برابر امور مجرد و غیر عملی صبر و حوصله کمی دارند.آنان کنجکاو و مشتاق پرسش و یاد گیری هستند. در دوران کودکی تل مورچه را به  هم می ریزند تا ببینند چه می شود. در نظام جاری تعلیم و تربیتی، قرمزها در زمینه حرکت گام به گام با بقیه مشکل دارند. آنان به آزادی عمل و اختیارداری  احتیاج دارند تا بتوانند یاد بگیرند و عمل کنند. در ذهن قرمز، تئوری به تنهایی جایگاهی راحت و آسوده ندارد. آنان نه تنها نیاز دارند بدانند  چرا چیزی کار می کند، بلکه باید بدانند چگونه کار می کند و اصولا" چرا وجود دارد. قرمزها در برابر روابط دراز مدت انگیزه صبر و حوصله ندارند. سؤال آنان این است: در این برهه از زمان، چگونه این تئوری، اصول یا دانش به من خدمت می کند؟

قرمزها  در مواجهه با واقعیت های ملموس تفوق می یابند. آنان مایلند حرفه یی را انتخاب کنند که  احتیاجات فیزیکی  منطقه را پوشش دهد. و عاشق این هستند که از کار یا عقایدشان نتیجه فوری  بگیرند. آنان انیازمند فعالیت هایی هستند که انرژی شان را هدایت  می کند. کار آرمانی برای قرمزها کاری است که هدفی مشخص دارد. از نظر آنان ایده های پا در هوا ارزشی ندارد، بنابر این دلشان می خواهد هر چه زودتر ایده را عملی کنند. همچنین از نظر آنان، هیچ ایده ای ارزش و فایده ندارد مگر از حیطه فرضیه به حیطه عمل کشیده شود.


اوضاع روحی و عاطفی

قرمزها از لحاظ روحی و عاطفی، در ابراز احساسات و عواطف شان روراست و صادق هستند و این کار  را بی هیچ مکر و حیله یی انجام می دهند. آنان در هر موقعیتی می توانند مشتاق و امیدوار  یا دلواپس و متوقع باشند. قرمزها بهترین هارا پیش بینی می کنند. فقط بعد از نا امیدی و استیصال  زیاد تسلیم می شوند و احساس اندوه و شکست می کنند، و سر انجام در اثر پیامدها امید خود را از دست می دهند. اما  در هر حال، آنان در خلاصی  از ناامیدی سریع هستند و دوباره  جرقه های امید و اشتیاق در وجودشان شعله ور می شود. آنان  می توانند از لحاظ عاطفی مستحکم و پایدار باشند. علی رغم فراز و نشیب های فراوان احساسی، از لحاظ جسمانی قوی هستند. می توانند فراز و نشیب های احساسی دیگران را هم تحمل کنند.

این رفتار نباید با صداقت و ساده دلی اشتباه گرفته شود. قرمزها مرد عمل هستند و قوی و مطمئن و مأیوس  نشدنی. بزرگترین سرمایه و نعمت خدادادشان، شجاعت و صداقت و وفاداری است. به دلیل بردباری شان در برابر شکست، می توانند امید  را در دل دیگران  هم زنده کنند، چون  هم با خودشان  صادق هستند، هم با دیگران. آنان افرادیهستند که امید خود را از دست نمی دهند ، بنابر این همیشه وقار و متانت خود را حفظ  می کنند و در نتیجه، باز سازی برایشان امری شدنی است. آنان قادرند هر آن چه را برایشان رخ مینماید ، ارزیابی کنند ، حتی زمانی که با ضرر و فقدان مواجه می شوند.

بزرگترین عیب آنان زود از کوره در رفتن است. وقتی با استیصال روحی لاینحلی مواجه می شوند، از دو راه آن را برای خود حل می  کنند: فعالیت های فیزیکی  سخت و یا با ابراز عصبانیت. وقتی قرمزها به بن بست می رسند، دلشان می خواهد دنیا را واژگون کنند. قرمزها دیر عصبانی می شونداما وقتی عصبانی می شوند، سریع احساس خود را بروز می دهند. هرگز کینه کسی را به دل نمی گیرند . وقتی عصبانیت خود را بروز دادند ، انگار نه انگار، و فورا" فراموش می کنند چه اتفاقی افتاده است.


ویژگیهای اجتماعی

قرمزها عاشق مردم و معاشرت با آنان هستند. به هر حال تجربه به آنان یاد داده است که محتاط و گوش به  زنگ باشند. در عین حال که به مصاحبت دوستان و عزیزان احتیاج دارند، در برابر رنجهای عاطفی آسیب پذیرند. و اما از طریق فیزیکی درد خود را ابراز می کنند. و در این شرایط برای حفظ خود ممکن است از دیگران دوری کنند و اگر دوستان یا همسرشان این خصوصیت آنان را درک نکنند، باعث جریحه دار شدن بیشتر احساسات و کناره گیری عاطفی شان می شود.

از لحاظ اجتماعی ، قرمزها دوست دارند در حاشیه باشند و هرگز با جمعیت نمی آمیزند. آنان دوست دارند در گروه یا فعالیتی بچرخند و وقتی جو مناسب باشد و احساس راحتی کنند،  به جمع می پیوندند. قرمزها دوست دارند جا و مکانی به عنوان مأمن داشته باشند تا وقتی در  زندگی و اجتماع  عقب نشینی کردند، به  آنجا پناه ببرند. دیگران به سختی  می توانند از کار  قرمزها سر درآورندو بفهمند چرا در یک لحظه با نشاط هستند و لحظه یی دیگر از  لحاظ روحی و عاطفی خود را کنار می کشند. اما  این خصلت قرمزها برای به دست آوردن و حفظ این توازن، بین اوقات خوب پرسرو صدا و دوران طولانی انزواست. آنان اوقات خود را در تنهایی می گذرانند تا اوازن لازم را در درون خود ایجاد کنند.

آنان میل شدید به زندگی دارند، با شوق و ذوق زندگی  می کنندو هر یک از موهبت های زندگی را در آغوش  می گیرند. آنان دوست دارند که  هر نوع احساسی را تجربه کنند و نهایت لذت راببرند.

قرمزها درکی ذاتی از آداب و رسوم کهن و بزرگداشت ها دارند و آوردن فرزند و ارتباط زن و مرد را  را به عنوان امری مقدس می دانند ، و این کانون  برایشان به منزله تأیید و تصدیق خداوند است.


سازگاری با سایر رنگ ها

قرمزها با رنگهایی مانند قرمز، نارنجی، سرخابی_ جوردرمی آیند و می توانند تضادهارا تجربه کنند. طیف رنگهای شخصیتی بشدت مستقلی هستند و بدقت از استحکامات  داخلی  احساساتشان حراست می کنند. و نکته دیگر اینکه با کوچکترین احتراقی این روابط از هم  می پاشد.

قرمزهایی که با قرمز های دیگر جور می شوند، ذاتا" نقاط قوت و ضعف مشابه دارند. هر دو روراست و شمتاق حقیقت گویی هستند ، که در فرم ساده ممکن است منجر به رنج و عصبانیت شود. از آنجا که قرمزها در زمینه درک احساساتشان مشکل دارند، می توانند خود را در  این ونه روابط محصور کنند.

قرمزها  و نارنجی ها به خلوت تمایل دارند و محتاجند ببیشتر اوقات تنها باشند. هر دوی این رنگهای هاله به سکوت گرایش دارند و دربرقراری ارتباط جمع از مهارت چندانی برخوردار نیستند، در نتیجه، برای شان مشکل است که با آرامش با یکدیگر زندگی کنند، مگر برنامه های کاری متفاوت داشته باشند.

سرخابی ها هر چیزی را تا سر حد آن هل قرمزها سلیقه سرخابی هارا بع جای پیشتازی ، به عنوان چیزی عجیب و غریب تفسیر می کنند. قرمزها ریتم زندگی و برنامه های سرخابی هارا بسیار غیر قابل پیش بینی می دانند، در نتیجه، در محدوده ازتباطی نمیتوانند احساس ثبات و پایداری کنند.

زردها برای قرمزها لذت و خوشی می آورند. و ارتباط بین آنها قدرتمند و پر تحرک است. چون هر دو رنگ در زمان حال زندگی می کنند. هر دو عاشق کار کردن هستند، دوستان زیادی دارندو می دانند چگونه زندگی کنند .

کرمهای ذهنی منطقی و استوار از لحاظ شعور قابل اعتماد هستند، در حالی که قرمزها مستقل و کوشا و گه گاه بی ثباتند، مادی گرایی قرمزها به کرمهای ذهنی کمک می کند به سرعت از حالت رؤیا بیرون بیایند. مهارت های عقلانی کرم های ذهنی به انرژی های قرمز ها توازن و سازمان می دهد و به آنان کمک می کند به گونه یی مثبت خود را  اتراز کنند.

سبز ها که با ذهن چابک و خلاق خود برای کسب اطلاعات به این در  و ان در می زنند، برای قرمز ها بسیار جالب و در حکم معجزه هستند و آنان از سرعت عمل سبز ها برای دسترسی به اطلاعات خسته نمی شوند. قرمزها با ابراز احساسات صریح، احساسهای  نهفته  سبز هارا بیدار می کنند. زوجهایی که با ترکیب این دو رنگ، ایده های عالی خلق  می کنند و بعد از آن نیز انرژی جسمانی زیادی برای سر هم کردند آن ها دارند.

کرم های پرورشی که به ادب و وقار تمایل دارند، برای قرمز ها مناسب هستند. آنان دارای تکبری هستند که باعث می شود قرمزها چندان تلاشی برای بر قراری ارتباط با آنان نکنند.

کرم های دوست داشتنی با روند فکری نا منظم خود، ان طور که باید و شاید به درد قرمز ها نمیخوزند. کرم های دوست داشتنی ریزه کاری هایی دارند که نامشخص است، و این باعث احساس عدم امنیت و سرخوردگی  قرمزها می شود. به  هر حال قرمزها از حس قوی هم دردی کرم های دوست داشتنی در هر ارتباطی قدر دانی  می کنند که باعث می شود زمینه درک و پرذیرش قرمز در برقراری  رتباط مهیا شود.


رنگ های عاطفی ، معنوی

آبی ها و قرمز ها مانند ترکیب آب و چربی هستند. آبی ها احساسی هستند. آنان از فعالیت های بی سرو صدا مانند خواندن و نوشتن لذت میبرند. از سوی دیگر، قرمزها از لحاظ فعالیت جسمانی فعالند ولی از لحاظ عاطفی نمی توانند  احساس عمیق هم دلی معنوی را که آبی ها در روابطشان مشتاق آنند، در خود پرورش دهند.


به نظر  می رسد بنفش ها و قرمز ها یکدیگر را میشناسندو درک می کنند، گر چه اساسا" در طیف رنگ های شخصیتی مخالف یکدیگرند، بنفش ها اصولا شهودی هستند، در حالی که قرمز ها ، فیزیکی اند. قرمز ها و بنفش ها می توانند زوجی پر جنب و جوش را تشکیل دهند و می دانند که این فرایند کارایی دارد، زیرا هر دو دارای ارزش های اخلاقی  برابرندکه می توانند آنرا وارد روابطشان کنند.

ارغوانی ها از اینکه از لحاظ روحی و جسمی اسیر و درگیر شوند، امتناع می کنند. قرمز ها دوست دارند تا آخر روابطشان به جفت خود امید ببندند. نیروی جسمانی خالص قرمزها باعث می شود ارغوانی ها به سوی دنیای تخیلی خود فرار کنند.

بلورین  ها قدرت قرمز ها را بیش از حد گیج کننده می دانند. انان خاکی بودن قرمز هارا تحسین می کنند و ممکن است برای مهار خودشان، به سوی انرژی آن ها کشیده شوند. از دست دادن این انرژی ، قرمز هارا دلخور می کند و باعث می شود آنان اغلب از بلورین ها فاصله بگیرند.

نیلی  ها و قرمز ها صفات مشترک کمی دارند و رابطه بین شان مقتضی نیست.

قدرت شخصی و رهبری

قرمزها شجاعانه رهبری می کنند. آنان هرگز اسمی از مردن نمی آورند. مهم نیست توانایی جسمانی شان چقدر باشد به هر حال به راه خود ادامه می دهندو دیگران را ا نیز از حاشیه به وسط می کشند و به جلو هل می دهند.قرمزها باید یاد بگیرند که زمان آخرین هل  چه موقع است. آنان باید تشخیص دهند که بفهمند کدام موقعیت مستلزم سعی و تلاش  فوق العاده  و کدام یک بیهوده است و صرف انرژی واراده و شجاعت را در زمان مقتضی ولازم استفاده کنند. آنان می توانند رؤسایی خوب باشند و می توانند تا آخرین حد توان  کار زا پیش ببرند. اعتبار و حیثیت بسیاری از شرکتها به علت انرژی  زیاد قرمزها که مانده اند تا کار را تمام  کنند، نجات پیدا کرده است.


گزینشهای مالی

پول یکی از موارد انتزاعی و غیر واقع بینانه ای است که قرمزها از آن سر در نمی آورند.تا وقتی سقفی بالای سر دارند و سفره شان پر است و جزئی لذت و تفریح دارند، قانع هستند. آنان هیچ ولعی برای مال اندوزی ندارند.، و صرفا برای رفع احتیاج و داشتن وسایل رفاهی اقدام به کاری می کنند.

قرمزها اغلب برای خودشان کار می کنند، زیرا این مسأله به آنان استقلال می دهد و باعث می شود اختیار زندگی خود را داشته باشند. قرمزها به هیچ وجه حال و حوصله کاغذ بازی ندارند.بنابر این به همکار اداری ماهری احتیاج دارند تا بتوانند برایشان کاغذهارا جفت و جور کند. اینفرد می تواند جفت قرمز باشد، کسی که قدرت این رنگ هاله را می شناسد و مایل است محدودیت هارا بپذیرد. غالبا" این جفت می تواند امور تجاری قرمز هاراخارج از صیانت نفس اداره کند. در این صورت جفت قرمز می داند که در آمد و هزینه های او چیست و می تواند جو مالی خانواده را استحکام بخشد. در غیر اینصورت اگر قرمزهارا به حال خود رها کنند، تمام کارهای تجاری یا اداری روی هم جمع میشود، کسب و کار دچار هرج و مرج می شود وامور مالی خانواده از هم می پاشد.

چون پول برای قرمزها چیزی بی اهمیت و ناملموس است، در بذل و بخشش یدی طولا دارند، که از معایب آنهاست. قرمزها در مورد هر کسی که قصه بدبختی سر هم کند یا محتاج باشد، دست و دلبازند. چون خود قرمزها قابل اعتمادند ، تصور می کنند که کسی هم که به او پول می دهند ، قابل اعتماد است. آنان پول را می دهند بی آنکه در فکر پس گرفتن یا نحوه پرداخت باشند.

قرمزها خود کفا هستند. هرگز در مورد پول دیگران نگران نمی شوند، همیشه دوست دارند کار کنند. از نظر آنان کار کار است و از کارهای شاق وحشت ندارند، که این خود موهبتی است برای گروهی کاری.در نتیجه قرمزها غم کار را نمی خورند.  همیشهمی دانند چطور پول به دست بیاورند. در این زمینه ، اقتدار شخصی آنان باعث می شودبا خانوده مشکل داشته باشند کسی که به یک نوع زندگی استاندارد عدت کند، مشکل  می تواند تحمل کند در معیار زندگی اش کمی و کسری ایجاد شود. اما قرمزها اینطور نیستند. در حالی که دیگران به حقوق ماهیانه ی مرتب وابسته هستند، قرمزها قادرند خود را در تنگنا و مضیقه مالی قرار دهند.

گزینش های شغلی

قرمزها اساسا” برای هر کار و حرفه یی که به آنان اجازه می دهد ساعاتی متمادی را به تنهایی کاری بدنی کنند مناسبند.زندگی قرمزها مثل زندگی کابوی هاستکه شامل روزهای تنهایی و دویدن به دنبال شکار، و بعد تفریح.

قرمزها عاشق کار کردن با دستانشان هستند و هیچ ابایی ندارند که کثیف شوند. زنان و مردانی که هاله شان قرمز رنگ است، به طور مساوی عاشق حرفه یی هستند که آنان را به پذیرش مسؤلیتو رقابت با محیطشان وامیدارد. قرمزها از کار مهندسی( مکانیک ، راه و ساختمان )، ساختمانی ، مخصوصا” اپراتوری تجهیزات سنگین و تعمیر کاری، پزشک جرا، پلیس، آتش نشانی، پیرا پزشکی، ، و ورزشکار بودن، مخصوصا” فوتبال ( قرمزته ها ) و وزنه برداری، ریاست فرودگاه، و مدیر تولید خوششان می آید.

معنویت

مفهوم معنویت برای این رنگ از طیفهای شخصیتی مشکل است. قرمزها احتیاج به اثبات مثبت چیزهای ملموس زندگی دارند، مانند ارتباطشان با خداوند. این رنگ مستلزم عمل و نوعی حس عملی است.

قرمزها عاشق این هستند که در مسجد یا در کلیسا باشند یا در مراسم مذهبی شرکت کنند. احساس امیدواری، الکتریسیته موجود در هوا، جنب و جوش ، قیل و قال ، همه و همه  برای قرمزها جاذبه دارد. جشن و سرور ، حرکت های گروهی، رقص، آواز، کف زدن، ابراز احساسات خشنودانه  فرصتی برای قرمز ها پیش می آورد که خدا یا معنویت را بشناسند، که این حالت برایشان مفهومی انتزاعی نیست بلکه یک نوع ویژگی خوب انسانی در حال حرکت است. آنان مثل آبی ها فورا" از خود بی خود نمی شوند. حواس آنان جمع است. آنان شاهدانی هستند که همه چیز را با چشمان خود می بینند و ارزشمند بودن و دگر گونی و معنویت دوباره را احساس می کنند. آواز شادمانه قرمز ها  این است:

" من آدمی جدید هستم."

آنان اعتقاد دارند که هیچ کاری فرومایگی نیست، و به طور نمادین، صاحب این رنگ هاله بوده که پاهای حضرت مسیح را می شسته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 11:16  توسط ائورا  |  نظر بدهید

نارنجی  

 

در سیستم طیفی شخصیتی، نارنجی رنگ افردی است که احتیاج دارند محدودیت هایی جسمانی را در برابر محیط بسنجند. آنان افرادی بی باک و مقتدرند، و به ایمنی شخصی خود اهمیت  چندانی نمیدهند.

چالش نارنجی ها رویارویی  با جوامع مخلوط است. ما در اینجا بیشتر با سؤالهای  اخلاقی و معنوی مواجه میشویم تا با مشکلات جسمانی برای حفظ بقا. ما با شرایطی سروکار داریم که با حفظ بقای به تنهایی ضدیت دارد.


نارنجیها ترجیح میدهند پیش بیاید که کی و کجا شجاعت داشته باشند، اما  جامعه ما را مجبور میکند حریف حد و مرزهای درونی خود باشیم. سوالی که مطرح می شود این است که آیا نارنجی توانایی دارد بین دو نوع شجاعتی که در زیر می آید تفاوت قائل شود؟شجاعتی که مستلزم رویارویی با خطرات جسمانی است، و شجاعتی که از ذات فرد تراوش می کند و مخالف آن یکی شجاعت است.

مساله یی که به طور مکرردر مورد نارنجی ها تکرار شده این است که قابلیت های انسان محدودیت های جسمانی و حد و مرزهایی دارد. نارنجی ها باید بدانند به جای  اینکه دائم به خود فشار بیاورند که این حد و مرزهای فیزیکی چیست، باید یاد بگیرند که از همان انرژی برای کشف ابعاد درونی  خود استفاده کنند. چالش نارنجی ها این است که  به حد کافی عمر کنند تا تصورات درک ناپذیر بیشتری از شجاعت معنوی و اخلاقی به ذهنشان راه یابد.


روش دستیابی به واقعیت فیزیکی 

نارنجی ها باهوشترین و قوی ترین و زیرک ترین ها در قلمرو جسمانی هستند. و به نظر می رسد ثابت کرده اند که حتی از مار هم زیرک ترند وسریع تر از گوزن ، نارنجی ها ذهن خود را مهار می نند تا در رقابت با طبیعت و تمام محتویاتش به جسم آنان خدمت کند.

نارنجیها عاشق هیجان و تلاش جسمانی هستند. تصور دست خالی به مصاف شیر رفتن، باعث می شود سایر طیف های رنگی شخصیتی از شدت ترس دچار شب بیداری شوند، اما نارنجی ها از تصور چنین مبارزه ای لذت می برند. آنان تمام شب را با افکار مختلف در این هیجان هستند، در حالی که رنگ های دیگر در فکر نیروی بالقوه درد و رنج جراحت هستند.نارنجی ها غور و بررسی می کنند که تا این حد پر جنب و جوش  بودنچه احساسی در آنان ایجاد می کند و خود را در تلاش و مبارزه برای زندگی محصور می کنند. فقط در صورتی که مساله مرگ و زندگی در میان باشد، نارنجی ها ذوق و شوقی برای رسیدن به هدف ندارند.


در طیف رنگی نارنجی ها افرادی هیتند که چه در ارتباط با محیط فیزیکی ، یا در مورد دشمن یا قربانی شان، در قبال هر تلاشی، آن را به عنوان احساسی در کالبدفیزیکی شان به حساب می آورند. نارنجی ها مانند قرمزهاوقتی دست به اقدامی هیجان آور می زنند، آدرنالین ترشح  می کنند، خواه بالا رفتن از دکل قایق باشد، یا آویزان شدن از دیوار ی کوه.و یا دنبال کردن حیوانی وحشی. وقتی نارنجی ها ببینند خودشان در صحنه خطرحضور دارند، شور و شوق نشان می دهند.

نارنجی ها حتی در دوران نوزادی پذیرای تلاش و مبارزه با محیط فیزیکی هستند و مبلمانی را که سد راهشان باشد، فتح می کنند.مادرانی که کودکی نو پا با هاله نارنجی دارند، تمام مدت در گیرند تا هر چیزی را بالای قفسه ها بگذارند، اما کودک نارنجی از زخم و کبودی ناشی از بالارفتناز مانع ، ترسی ندارد.جراحات جسمانی در کودک نارنجی، بیشتر باعث عذاب روحی پدر و مادرش می شود تا درد جسمانی خود او.آنگار آنان هیچ خاطره یی از درد ندارند. بنابر اینحاضرند بیشتر خطر کنند، و چالش پدران و مادران این است که چطور فرزندانشان آزادی و فضای بیشتر برای پرورش مهارت های لازم جهت بقا بدهند  بی آن که در مورد امنیت و طول عمر دچار پارانویا شوند.


کنش های ذهنی

نارنجی ها تمایل دارند با ذهنیت خود زندگی کنند، چالش هارا در ذهن بپرورانند و برایش برنامه ریزی کنند. از آن جا که نارنجی ها نمی توانند در قلمرو تصور و خیال بمانند، باید درک کنند که آیا می توانند ضرب شستهای تخیلی نشان دهند؟ آنان قبل از اینکه اقدامی کنند، تدارکاتی پیچیده می بینند و راه کارهای برنامه شان را درذهن دوره می کنند. وقتی صحنه هارا درذهن تکرار و تمرین می کنند، در مقابل جنبه های متفاوت وقایع به راحتی خیال دست میابند. معمولا آنان وسایل ایمنی تهیه شده برای برنامه را کنار می گذارند و خطری بزرگتر را برای خود خلق می کنند، در نتیجه وقتی واقعه رخ می دهد، برایشان شور و شعف بیشتری دارد.


آنانروند تعلیم و تربیت را غیر فعال وکسالت بار می پندارند، در حالی که ترجیح می دهند فعالانه به فعالیت های زندگی بپردازند.افرادی بی باک هستند و غالبا" اینطرز رفتار باعث ایجاد مشکلاتی برای ایشان میشود.
آن ها در محاسبات خود دقیق و موشکاف هستند. توازن بین فرصت بقا و خطر کردن را بادقت محک می زنن. آن ها افرادی واقع بین هستند و واقعیات ملموس را به نظریه های تخیلی و آرمانی ترجیح می دهند. آنان قادرند جنبه های هر وضعیتی را ملاحظه کنند، خواه مربوط به  جاندار باشد یا بی جان.آن ها می توانند باذهن طرف مقابل خود ارتباط برقرار کنند.

اوضاع روحی و عاطفی

نارنجی ها مابین لذت سادگی زندگی دو دل هستند. و کارهای عادی و روزمره را وقت پرکن می دانند.آنان مواجه شدن با خطر ، شجاعت جسمانی یا کارهای مخاطره آمیز زندگی را سرزندگی و شور و هیجان و احساس می دانند. نارنجی ها  میدانندکه سرزنده و شاداب هستند.

آنها در ارتباط با زندگی کاملا خود محورند. مخاطرات زندگی برایشان در حکم جنب و جوش است و  مشکل دیگر زندگی را رنج آور و بی روح می دانند. بنابراین نمیتوانند و نمی خواهند برای خاطر همسر یا فرزندان شان بی خطر زندگی کنند.

واکنش های احساسی آنان محدود است. این طیف رنگی شخصیتی  احساساتی نیستند، آنان فقط در برابر شجاعت فیزیکی و احساسات تحریک شده واکنش نشان می دهند. ملاطفت و همدردی و ملاحظه کاری برای نارنجی ها هیچ مفهومی ندارد.آنان زندگی را به شکل پرهیجان برای پاشیدن رنگ های غلیظ به روی بوم به حساب می آورند، نه پاستلهایی بی رنگ و رو. بنابر این با دیگران ارتباط احساسی برقرار نمی کنند. آنان از لحاظ روحی و عاطفی افرادی تنها هستند.دیگران ابهت نارنجی هار را محترم می شمرند.

ویژگی های اجتماعی

از نظر نارنجی ها، هیچ چیز مانند شور و شعف و تلاش و مبارزه نیست. هر چیزی، از جمله زندگی مترک، در درجه دوم قرار دارد.از نظر آنان زندگی مشترک یک عمل عادی استو چیزی نیست که برایش خود را فدا کنند.چون بیشتر نارنجی ها خوش قیافه و خوش هیکل هستند، از نظر دیگران جذابند و در پیدا کردن جفت مشکلی ندارند، در حالی که زندگی خانوادگی برایشان لذت بخش است، چیزی نیست که برایش بمیرند، از سوی دیگر ، اگر بتوانند خود را در دیواره ی کوه اورست معلق نگه دارند ، برای اینکار دست به هر خطری می زنند.


سازگاری با سایر رنگ ها

بسیار مهم است به خاطر داشته باشیم که در طیف رنگی شخصیتی، نارنجی ها انزوا طلب هستند . آان در بازی های گروهی شرکت نمی کنند. تنها نسبت به خودشان تعهد و سرسپردگی دارندو طبیعتشان ایجاب نمی کند با دیگران ارتباط برقرار کنند و خود را مقید سازند.نارنجی ها هیچ خوششان نمی آید که همسر و فرزندانشان به آنان  چشم امید ببندند.

قرمز ها و نارنجی ها ترکیب شیمیای خوبی برای  یکدیگر نیستند وقتی با هم هستند، احساس بین آنان درست مثل این است که چرخ دنده ها لق بزند. موارد مورد بحث آنان مشابه نیست. بین مواضع سخت آنان ، لایه نازکی وجود دارد. برخورد با یکدیگر موجب عصبانیت هر دو می شود.

نارنجی بندرت با نارنجی جور می شودو روابطشان ناپایدار خواهد بود. چون هیچ یک از آنان نمی خواهد زیر سلطه  و کنترل دیگری قرار گیرد، اساسا" باید از هم کناره گیری کنند.

سرخابی ها تمایل دارند نارنجی هارا عذاب دهند و کار هر دو  به دندان  قروچه می کشد، نارنجی موقعیت را بر اساس خطرات آن سبک سنگین می کند، در حالی که سرخابی بر اساس تحریفجنبه های واقعی  سبکسنگین می کند. نارنجی رنگ بنفش را مشمئز کننده می داند و سرخابی اعتقاد دارد که اعمال متهورانه  نارنجی کاری بجه گانه است.

زردها از ماجراجوییها و اعتماد بنفس نارنجی ها چه مذکر و چه مءنث مات و مبهوت می شوند.به هر حال زرد ، بلافاصله با چشم انداز واقع گرایانه نارنجی ها سرخورده می شودد.
زردها دوست دارند تصور کنند که خطر و شجاعت صرفا" در حکم بازی است، در حالی که  برای نارنجی ها خیلی هم جدی است.

کرم فیزیکی و نارنجی می توانند با آرامش در کنار هم زندگی کنند، اما فقط تا وقتی که احساس کنند اینرابطه نوعی ازدواج بی دردسر است. کرم های فیزیکی جواب گوی خواسته ها و نیاز های نارنجی ها هستنددر صورتی که فاصله عاطفی و فیزیکی بین آنان وجود داشته باشد.


همان طور که شاپرک جذب نور می شود، نارنجی  ها جذب سبز ها  می شوند. جرقه ی شاد و درخشان سبز ها همراه با قابلیت آنان در ارائه راهکار و برنامه ریزی لشکر آرایی، وسیله یی است برای ورود نارنجی ها. اگر قرار باشد نارنجی ها آرام و قرار بگیرند، صرفا" برای خاطر سبز هاست و بس،چون سبز ها نیابت دارند نارنجی هارا سر ذوق بیاورند بی آن که نارنجی ها احساس تقصیر کنند.

خطر وجود بنفش ها برای نارنجی ها این است که ممکن است هر دوادعای قدرت کنند و کار به درگیری بیانجامد.


قدرت شخصی و روش رهبری

نارنجی ها رهبر و در بین جمعیت شاخص  هستند. چون با هیبت مورد احترام واقع می شوند. آنان دوست دارند هر کاری دلشان می خواهد انجام دهندو از کسی اجازه نگیرند. از نظر نارنجی ، قهرمان کسی است که به او فرصتی داده شود، یا بخوبی کار را انجام می دهد یا اصلاهیچ کاری نمی کند. از نظر نارنجی ها زندگی ساکت و بی سرو صدا در اطراف شهر هم اقدامی قهرمانانه است.

نارنجی ها رهبری را به دیگران واگذار می کنند. و دوست دارند آزاد باشند و خود مختار عمل کنند..

گزینش های مالی

زمانی که مشکل مالی باشد، نارنجی ها در مورد مایحتاج زندگی چندان مشکلی ندغول کار شوند و آزادی خود را حفظ کنند.و به خوبی کار خود را انجام می دهند. نیاز نارنجی ها مختصر و ساده است و در عین حال هم خرج بر نمی دارد. آنان در هر زمینه ای کردن را بر می گزینند و از ابزارهایی  استفاده می کنند که بهترین است و مرغوبیت داردو وسایلشان باید بهترین جنس راداشته باشد. نارنجی ها عاشق جنس مرغوب هستند.

پول برای نارنجی ها مفهومی ندارد. اگر چیزی حکم مرگ و زندگی را نداشته باشد، نارنجی آن را غیر ضروری می داند. چون نارنجی ها همیشه  انگار روی خرده شیشه راه می روند، معمولا" جان خود را به خطر  می اندازند. آنان برنامه ریزی بلند مدت را تحسین نمی کنند. در مرامشان نیست برای همسر و فرزندانشان برنامه  ریزی کنند. برای قبول چنین مسؤلیتی باید با مسائل عمده زندگی به موافقت برسند، یعنی تفاوت بین شجاعت اخلاقی و جسمانی  را تشخیص دهند.


گزینش های شغلی

نارنجی ها بی باکهای جامعه هستند و شغلهایی را انتخاب می کنند که هم شجاعانه باشد ، هم خطرات جانی داشته باشد. آنان شغلهای مخاطره آمیز را ترجیح می دهند، مانند غواصی، اکتشاف، بدل فیلم ها تعمیرکاری برج ها . آنان کل زندگی را همچو ن مسابقه یی می دانند که باید  تا دم مرگ با آن دوئل کنند.


معنویت

نارنجی ها اصلا دلشان نمی خواهد نظریه ها یا فلسفه های اخلاقی و تفکری در چهار دیواری کلیسا محصورشان  کند. جستجوی معنویت برایشان حکم کنکاش برای دستیابی به مفهوم زندگی را در ماورای وجودشان دارد.وقتی آنان خود را به بالای بلند ترین قله های دنیا می رسانند یا به قعر دریا می روند، چه چیز دیگری وجود دارد که در موردش کنکاش کنند؟ بنابر این تنها جنبه ای که برای نارنجی ها باقی می ماند، خود درونی است.

تا وقتی آنان تمایل داشته باشند که با خود درونی شان مواجه  شوند، دائم به نظر می رسد که شجاعانه خود را به خدا نزدیک، و کاری می کنند که خدا به طریقی که بر همه بجز خودشان و خدا پنهان است، دوستشان داشته باشد. افرادی که هاله نارنجی دارنددر نظر دیگران هم با ابهت هستند.

به هر حال امتحان واقعی نارنجی ها رودر رویی با نفس خودشان است. در مواجهه حقیقت، تأیید محدودیت های فردی شان در عین حال که تمایل دارند به سمت جلو حرکت کنند، نشانه واقعی شجاعت است.

شجاعت خلل ناپذیر است  که به ما اجازه می دهد زندگی با کیفیت و پر از وعده و وعید  و  با مفهوم خلق کنیم. برای نارنجی ها این آخرین اقدام در شجاعت و خطر نهایی است.


هاله و هاله بینی
ساعت ٦:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ اسفند ،۱۳۸٦  
هاله و هاله بینی
 
از آنجا که جمعی از شما یاران صمیمی علاقمند به آشنایی با حوزهء انرژی وورود به بحث هاله وهاله بینی شدید لذا پیش گفتار، مقدمه وبخشی از تاریخچه شناخت و چگونگی شروع و مشاهدات اولیه هاله تا کنون، قسمت آغازین این موضوع خواهد بود0
یاد آور میشویم؛ در بعضی قسمتها توضیحاتی لازم است که به دلیل نزدیکی با موضوع هیپنوتیزم ونوشته شدن مطلب در آن بخش به اشاره ای در این قسمت بسنده شده است0
و اما بعد؛
در نوشته های باقیمانده از عرفا به ندرت از حوزهء انرژی سخنی بمیان آمده است ولی نظرات آنان طی گذشت بیش از هفت هزار سال در سراسر جهان با مشاهدات دانشمندان تا به امروز مطابقت دارد. تمامی مذاهب معنوی از روئیت نور در اطراف سراشخاص سخن گفته اند، که بواسطه عبادات و نیایش قلبی وجودشان سرشار از اگاهی شده به رفعت ، مراتب و مقامات معنوی ومتعالی رسیده قابلیتهای پنهان حس برتر در آنان آشکار میشود0
در باورهای سنتی معنوی هند باستان که حدود پنجهزار سال قدمت دارد از نوعی انرژی کیهانی بنام پــــراناperana)) سخن گفته اند که این انرژی کیهانی تشکیل دهنده و منشاء اصلی حیات قلمداد میشود. پرانا یا نفس حیات، در تمام کالبدها دمیده شده و به آنها هستی می بخشد0
یوگی ها، جین ها، مرتاضان و عرفا با استفاده از ذن، مدیتیشن، مراقبه، فنون تنفسی و تمرینات جسمی تلاش میکنند تا این انرژی را به تسلط خویش در آورده هشیاری و طول عمر فرا تراز حد معمول بدست آورند0
چینیان در هزاره سوم پیش از میلاد به وجود انرژی حیاتی بنام چــــی(chi)
 معتقدند،که تمام موجودات جاندار و بیجان متشکل از این انرژی اند0
چــــی که ترکیبی از دو قطب نیرو یعنی یین (yin) و یانگ(yang) میباشد.وفتی این دو نیرو در حالت متعادل باشند انسان تندرست و سالم است. و در صورت عدم تعادل دچار بیماری میشود0
غلبه نیروی یانگ موجب فعالیت شدید اعضاء بدن و برتری یین باعث کاهش فعالیت و نقصان در بدن خواهد بود. که حاصل هر دو حالت غیر متعادل بروز بیماریست. هنر طب سنتی چین و رشته های زیر مجموعه آن بر ایجاد تعادل بین یین و یانگ استواراست0
در مکتب عرفانی یهودیت کالابا ( kalaba) در حدود 540 سال پیش از میلاد حضرت مسیح (ع) به همین دونیرو به عنوان نور اثیری اشاره میکندکه به آن کارنایین(karnaeen ) نیز اطلاق کرده اند. وبه عنوان مثال میکل آنژ در تندیس حضرت موسی (ع) کارنایین را به شکل دو شاخ نشان داده در حالی که میتوانسته آنرا با دو رشته نور نیز نشان دهد وشاید این کار او ناشی از معنی این لغت در زبان عبری باشد که دارای دو معنی شاخ و نور است. همچنین در اسطوره اسب شاخدار که سمبلی از عشق و الوهیت است، شاخی در پیشانی اسب سفید ونوری در اطراف او ترسیم شده است0
در کتاب عهد عتیق نیز در باره نوری جانداران خصوصا" انسانها اشاراتی متعدد شده است0
در کتاب علوم آینده نوشته جان وایت از 97 فرهنگ مختلف که پدیده هاله را با 97 نام مختلف میشناسند، یاد شده است0
در بسیاری از مکاتیب تعالیم اسرار و رموزمانند مغ ها درمتون قدیم ایران باستان،کاهنین در مصر باستان، ودیک (vedic)،الهی شناسان، کیمیا گران، بومیان آمریکا، قبائل آفریقایی، بوداییان هندوستان، تبت، نپال، بودیست های ذن در چین و ژاپن وتفسیر متون سانسکریت، کنفوسیوس، فیثاغورث ، کریشنا و بسیاری دیگر0
از قرن شانزدهم میلادی به بعد افراد مختلف خصوصا" پزشکان زیادی که در پی کشف درمان بیماریها بوده اندو محققین معاصر در تعلیم نوین علمی موفق شده اند نتایج مشاهدات عینی خود را به این اطلاعات اضافه نمایند که در بخشهای مختلف (تاریخچه هیپنوتیزم) و هاله درمانی از آنها به تفصیل یاد خواهد شد0
نظریه وجود انرژی کیهانی که با تسلط به طبیعت و قابلیت نفوذ در تماس اجزاء آن توسط بسیاری از نظریه پردازان مطرح شده و به عنوان کالبدنورانی شناخته شده است نخستین بار حدود پانصد سال قبل از میلاد حضرت مسیح(ع) توسط پیروان فیثاغورث به ثبت رسیده است، آنان معتقد بودند این نور میتواند بر اندامهای بدن انسان تاثیر گذار بوده و درمانی بر بیماریها باشد0
دانشمندانی همچون بویراک (boirak)  و لی بوالت (lee bovalt) در قرن دوازدهم نوعی انرژی را در بدن انسان شناسایی کردند که عامل تاثیر از راه دور در بین افراد است.
 به نظر آنان هر کسی به دلیل حضور خود درهر جایی میتواند تاثیرات مطلوب یا نا مطلوب ، مثبت یا منفی بر روی دیگران بگذارد وحتی میتواند این تاثیرات را تا فاصله های دوری روی دیگران منتقل نماید0
پاراسلسوس فیزیکدان و مصلح مذهبی سویسی (1541-1493 ) این انرژی را ایلیاستر(ILLiaster) نامید و آنرا ترکیبی از انرژی حیات و عنصر حیات میدانست0
هلمونت (HeLmont) ریاضیدان قرن نوزدهم، سیالی کیهانی را که در تمام طبیعت وجود و نفوذ دارد و ماده ای دارای جسم یا قابل تراکم نیست معرفی نمود  به نظر او این سیال روح حیاتبخش خالصی است که در تمام کالبدها نفوذ میکند0
لایب نیتـــــــز(Leibnitz) دانشمند ریاضیدان نیز معتقد بود که عالم از عواملی تشکیل شده که هر یک منشاء انرژی بوده و خود محرک خویش هستند0
پدیده انرژی کیهانی در قرن نوزدهم توسط هلمونت و مسمر(Mesmer)
که بنیانگذار مسمریسم بودند مطرح شد که بعدها به نظریه هیپنوتیزم تبدیل شد0(تاریخچه هیپنوتیزمراجعه شود)
به نظر آناناجسام و اشیاء ، جاندار و بیجان بوسیله این انرژی شارژ شده و کالبدهای مادی میتوانند از فاصله های دور تاثیراتی یکطرفه یا متقابل بر هم داشته باشند0
با طرح این نظریه فرضیه ای مطرح شد که بر اساس آن احتمال وجود میدانی از انرژی تا حدی با حوزه الکترو مغناطیسی قابل قیاس بود0
کنت ویلهم رایش باخ (Count WiLheLm Von Reich Bach) در قرن نوزدهم طی سی سال وقت خود را صرف انجام آزمایشهای تجربی اطراف  نوعی حوزه انرژی بنام ادیک (Odic ) نمود به نظر او ادیک بخشی از خصوصیات حوزه الکترو مغناطیسی تشریحی، توسط  جیمزکلرک ماکسول (Jemes Clerk Maxwell ) را دارا بود، او در کشف ادیک به این نتیجه رسید که قطبهای آهنربا نه تنها نماینده قطبیت مغناطیسی بلکه دارای قطبی منحصر بفرد بنام میدان ادیک هستند. سایر اشیاء مثل کریستالها هم بدون اینکه خاصیت مغناطیسی داشته باشند دارای این میدان هستند. ضمنا" میدان ادیک را نماینده مشخصات ذهنی ای چون( داغ، قرمزو نامطلوب)  یا (سرد، آبی و مطلوب) دانست. ضمن اینکه نتیجه گرفت قطبهای همنام مغناطیسی همدیگر را جذب نمیکنند ولی قطبهای همنام ادیک به سوی هم جذب میشوند، واین اصل یکی از مهمترین خواص پدیده هاله هاست.
رایش باخ رابطه بین انفجار های الکترو مغناطیسی خورشید و غلظت های حوزه ادیک مربوطه به هر کدام را مورد بررسی قرار داد و کشف کرد بیشترین تمرکز این انرژی درطیفهای قرمز و بنفش متمایل به آبی اشعه خورشیدی است و بارهای مخالف،مفاهیم ذهنی گرما و سرما را با درجات قدرت متفاوتی تولید می کند. او موفق شد طی یک رشته آزمایشات – نوسانات مربوطه را در یک طبقه بندی نوسانی قرار دهد .
تمام شاخصهای الکتریکی مثبت در افراد مورد آزمایش حس گرما را القا و عواطف نا مطلوب تولید کردند و شاخصهای منفی حس سرما و خوشایند را تولید نمود.
میزان قدرت این عواطف به نسبت وضعیت آنها در جدول نوسانی تغییر میکرد .دریافتهای حسی از گرما تا سرما متغییر و با رنگهای مختلف طیفها از قرمز تا نیلی مطابقت داشتند .
رایش باخ به این نتیجه رسید که میدان انرژی ادیک از طریق سیم قابل انتقال است ،اما سرعت آن بسیار کند و تقریبا" چهار متر بر ثانیه است (این مطلب در انتقال انرژی از راه دور تاثیر فراوانی گذاشت) و سرعت مذکور بیشتر به جرم عنصر تشکیل دهنده سیم بستگی دارد تا به درجه رسانایی آن .
او کشف نمود که این حوزه انرژی مثل حوزه الکتریکی میتواند اشیاء و اجسام را در محدوده خود باردار نماید.آزمایشاهای دیگر او نشان داد بخشی از این انرژی میتواند مانند نور ار طریق عدسی متمرکز شود،در حالی که بخش دیگری از آن از اطراف عدسی دفع میشوند،درست مثل شعله شمعی که از اطراف موانع جریان پیدا میکند این بخش منحرف شده از حوزه انرژی ادیک در مقابل جریان هوا و برخی موانع مانند شعله شمع عمل میکند (انتقال انرژی شفا بخشی در برخورد با برخی موانع چنین عمل میکند) به نظر می رسد که طبیعتی همچون گاز مایع دارد. بر اساس این آزمایشات میدان هاله در طبیعت خود همچون سیالات است و در بعد انرژی مانند امواج عمل می کند .
به نظر اوجریان دریافت نیروی ادیک در بدن انسان تقارنی شبیه به آنچه در بلورها – در راستای محور اصلی وجود دارد ایجاد میکند. براساس این کشف تجربی،او سمت چپ بدن را به عنوان قطب منفی و سمت راست بدن را قطب مثبت دانست و این مساله با مفهوم یین و یانگ در چین باستان مطابقت دارد.

 
 
 
 
ریکی عرفان ارتباط با ارواح ارواح
هاله انرژی درمانی مدیتیشن یوگا خود هیپنوتیزم
ماوراءالطبیعه متافیزیک چاکرا هاله
موکل ملائک جن هیپنوتیزم
ایران عرفان هیپنوتراپی ایران ارواح جن و ارواح
برونفکنی (پرواز روح ) هاله و چاکرا انرژی درمانی ghosts
metaphysics چاکرا و انرژی درمانی ایران متافیزیک علوم غریبه
پیسکومتری سایکومتری روشن بینی ملک فرشتگان
ghoststudy هیپنوتیزم تله پاتی آجنا چشم سوم تله کینزی
muladhara manipura هاله درمانی swadhisthana

مرجع سایت های متافیزیک

مرجع سایت های ماوراءالطبیعه

www.arvah.org

arvah.blogfa.com