ابراز احساس جسمانی از نشانه های رنگ قرمز است. کلید موفقیت قرمزها، عمل کردن به آن چیزهایی است که از واقعیت فیزیکی و محیط ملموس خود می دانند. قرمزها در تعبیر و تفسیر آن چه در اطرافشان می گذرد، ساده و بی پیرایه هستندو آنان متفکرانی خیالی نیستند. از نظر آنان میز همان حکم میز را دارد، والسلام. آان در دنیای طبیعت راحت و ایمن هستند و زندگی را شجاعانه و با ذوق و شوق دنبال می کنند.
قدرتمند ترین جنبه های قرمز توانایی شان ، در حضور دنیاست و اینکه با اطمینان و اعتماد به نفس از عهده جنبه ها و واقعیت های زندگی روز مره بر می آیند. موهبت خداداد آنان حفظ حرمت عظمت و بزرگی طبیعت است. به نظر می رسد آنان از نقش خود در معادله بشری و واقعیت فیزیکی آگاهند. آنان عاشق همان وضعیتی هستند که در آن حضور دارند.
قرمزها از طریق تأثیر متقابل بر محیط فیزیکی ، با دنیا همخوانی دارند. افراد این طیف رنگی احساس سرزندگی و راحتی و قدرتمندی باخودشان می کنندو وقتی بتوانند با روشهای فیزیکی ازتباط داشته باشند، خود را مسؤل می دانند. واقعیت آنان ملموس است. اگر بتوانند ببینند، بشنوند، بچشند، بو کنند و لمس کنند، همه آنها برایشان واقعی است. آنان در مورد تعبیر و تفسیر دنیا ساده و بی پیراسه اند.
قرمز ها عاشق این هستند که محیط را تحت اختیار خود در آورند، از نظر آنان ، واقعیت به معنای چالش جسمانی است. در ارتباط با اشیاء، برای ادامه حیات، حسی واضح و آشکار دارند. آنان در بحوای زمان و مکان به پارامترهای بخصوص فیزیکی احتیاج دارند. در نتیجه ، قرمزها معمولا" خود را در موقعیتی می یابند که مستلزم تلاش جسمانی و قدرت و استقامت است. آنان تلاش جسمانی را بر تلاش ذهنی یا عاطفی ترجیح می دهند.
قرمزها باهوش و قادر به کمک فکری هستند. هدف قرمزها در زندگی این است که به اندیشه ها و عواطف ، استحکام بخشند و به دیگران شور و اشتیااق بدهند.
قرمزها در اینجا هستند و به ما خاطر نشان می کنند که ما کالبدی فیزیکیی داریمو ماده ای هستیم که به ما هوش و عاطفه و معنویت هم اضافه شده است. قرمزها به ما یاد آوری می کنند که کالبد ما بنایی است که سایر قسمت های ما در آن خانه دارد. قرمزها دوست ندارند مادی بودنشان را از موجودیت خود دور کنند، در حالی که رده های عاطفی و معنوی این کار را می کنند.
در طیف رنگی ، قرمز ها جزو افراد نیرومند هستند. وقتی تصمیم می گیرند کاری انجام دهند، تا آخر پای آن می ایستند، آن قدر که به شم و غریزه خود گوش می کنند ، به طبالهای مختلف گوش نمیکنند. سریع شست شا ن خبر دار می شود. به طور خودکار متوجه خطر یا عوامل خطر آفرین می شوند. احتیاط و هوشیاری فوق العاده یی دارند. و به موقع از مهلکه ها میتوانند افراد را نجات دهند.
کنشهای ذهنی
قرمز طیف شخصیتی به درد بخوری است. این افراد با الزامات واقعیت مواجه می شوند. آنان از کارهای شاق وحشتی ندارند و در مورد کارهایی که مستلزم مهارتهای عملی کاربردی است، نسبت به رنگهای رده معنوی و ذهنی بردبارتر هستند، چون احساس میکنند باید کاری کنند تا اتفاقی بیفتد. اما اصبوری ایشان کم است. آنان مقام و مرتبه های تهاجمی را به مقام های تدافعی ترجیح می دهند.
قرمزها معمولا" مشاغل و علایقی را انتخاب می کنند که به آنان فرصت می دهد در مورد اوقات و منابع و انرژی شان، ارباب خودشان باشند. اعلب به کسب و کاری روی می آورند که بتوانند رئیس خودشان باشند.
در مرحله ذهنی ، قرمزها سعی می کنند سر در بیاورند چه چیزی به دنیا نظم و ترتیب می دهد. آنان در برابر امور مجرد و غیر عملی صبر و حوصله کمی دارند.آنان کنجکاو و مشتاق پرسش و یاد گیری هستند. در دوران کودکی تل مورچه را به هم می ریزند تا ببینند چه می شود. در نظام جاری تعلیم و تربیتی، قرمزها در زمینه حرکت گام به گام با بقیه مشکل دارند. آنان به آزادی عمل و اختیارداری احتیاج دارند تا بتوانند یاد بگیرند و عمل کنند. در ذهن قرمز، تئوری به تنهایی جایگاهی راحت و آسوده ندارد. آنان نه تنها نیاز دارند بدانند چرا چیزی کار می کند، بلکه باید بدانند چگونه کار می کند و اصولا" چرا وجود دارد. قرمزها در برابر روابط دراز مدت انگیزه صبر و حوصله ندارند. سؤال آنان این است: در این برهه از زمان، چگونه این تئوری، اصول یا دانش به من خدمت می کند؟
قرمزها در مواجهه با واقعیت های ملموس تفوق می یابند. آنان مایلند حرفه یی را انتخاب کنند که احتیاجات فیزیکی منطقه را پوشش دهد. و عاشق این هستند که از کار یا عقایدشان نتیجه فوری بگیرند. آنان انیازمند فعالیت هایی هستند که انرژی شان را هدایت می کند. کار آرمانی برای قرمزها کاری است که هدفی مشخص دارد. از نظر آنان ایده های پا در هوا ارزشی ندارد، بنابر این دلشان می خواهد هر چه زودتر ایده را عملی کنند. همچنین از نظر آنان، هیچ ایده ای ارزش و فایده ندارد مگر از حیطه فرضیه به حیطه عمل کشیده شود.
اوضاع روحی و عاطفی
قرمزها از لحاظ روحی و عاطفی، در ابراز احساسات و عواطف شان روراست و صادق هستند و این کار را بی هیچ مکر و حیله یی انجام می دهند. آنان در هر موقعیتی می توانند مشتاق و امیدوار یا دلواپس و متوقع باشند. قرمزها بهترین هارا پیش بینی می کنند. فقط بعد از نا امیدی و استیصال زیاد تسلیم می شوند و احساس اندوه و شکست می کنند، و سر انجام در اثر پیامدها امید خود را از دست می دهند. اما در هر حال، آنان در خلاصی از ناامیدی سریع هستند و دوباره جرقه های امید و اشتیاق در وجودشان شعله ور می شود. آنان می توانند از لحاظ عاطفی مستحکم و پایدار باشند. علی رغم فراز و نشیب های فراوان احساسی، از لحاظ جسمانی قوی هستند. می توانند فراز و نشیب های احساسی دیگران را هم تحمل کنند.
این رفتار نباید با صداقت و ساده دلی اشتباه گرفته شود. قرمزها مرد عمل هستند و قوی و مطمئن و مأیوس نشدنی. بزرگترین سرمایه و نعمت خدادادشان، شجاعت و صداقت و وفاداری است. به دلیل بردباری شان در برابر شکست، می توانند امید را در دل دیگران هم زنده کنند، چون هم با خودشان صادق هستند، هم با دیگران. آنان افرادیهستند که امید خود را از دست نمی دهند ، بنابر این همیشه وقار و متانت خود را حفظ می کنند و در نتیجه، باز سازی برایشان امری شدنی است. آنان قادرند هر آن چه را برایشان رخ مینماید ، ارزیابی کنند ، حتی زمانی که با ضرر و فقدان مواجه می شوند.
بزرگترین عیب آنان زود از کوره در رفتن است. وقتی با استیصال روحی لاینحلی مواجه می شوند، از دو راه آن را برای خود حل می کنند: فعالیت های فیزیکی سخت و یا با ابراز عصبانیت. وقتی قرمزها به بن بست می رسند، دلشان می خواهد دنیا را واژگون کنند. قرمزها دیر عصبانی می شونداما وقتی عصبانی می شوند، سریع احساس خود را بروز می دهند. هرگز کینه کسی را به دل نمی گیرند . وقتی عصبانیت خود را بروز دادند ، انگار نه انگار، و فورا" فراموش می کنند چه اتفاقی افتاده است.
ویژگیهای اجتماعی
قرمزها عاشق مردم و معاشرت با آنان هستند. به هر حال تجربه به آنان یاد داده است که محتاط و گوش به زنگ باشند. در عین حال که به مصاحبت دوستان و عزیزان احتیاج دارند، در برابر رنجهای عاطفی آسیب پذیرند. و اما از طریق فیزیکی درد خود را ابراز می کنند. و در این شرایط برای حفظ خود ممکن است از دیگران دوری کنند و اگر دوستان یا همسرشان این خصوصیت آنان را درک نکنند، باعث جریحه دار شدن بیشتر احساسات و کناره گیری عاطفی شان می شود.
از لحاظ اجتماعی ، قرمزها دوست دارند در حاشیه باشند و هرگز با جمعیت نمی آمیزند. آنان دوست دارند در گروه یا فعالیتی بچرخند و وقتی جو مناسب باشد و احساس راحتی کنند، به جمع می پیوندند. قرمزها دوست دارند جا و مکانی به عنوان مأمن داشته باشند تا وقتی در زندگی و اجتماع عقب نشینی کردند، به آنجا پناه ببرند. دیگران به سختی می توانند از کار قرمزها سر درآورندو بفهمند چرا در یک لحظه با نشاط هستند و لحظه یی دیگر از لحاظ روحی و عاطفی خود را کنار می کشند. اما این خصلت قرمزها برای به دست آوردن و حفظ این توازن، بین اوقات خوب پرسرو صدا و دوران طولانی انزواست. آنان اوقات خود را در تنهایی می گذرانند تا اوازن لازم را در درون خود ایجاد کنند.
آنان میل شدید به زندگی دارند، با شوق و ذوق زندگی می کنندو هر یک از موهبت های زندگی را در آغوش می گیرند. آنان دوست دارند که هر نوع احساسی را تجربه کنند و نهایت لذت راببرند.
قرمزها درکی ذاتی از آداب و رسوم کهن و بزرگداشت ها دارند و آوردن فرزند و ارتباط زن و مرد را را به عنوان امری مقدس می دانند ، و این کانون برایشان به منزله تأیید و تصدیق خداوند است.
سازگاری با سایر رنگ ها
قرمزها با رنگهایی مانند قرمز، نارنجی، سرخابی_ جوردرمی آیند و می توانند تضادهارا تجربه کنند. طیف رنگهای شخصیتی بشدت مستقلی هستند و بدقت از استحکامات داخلی احساساتشان حراست می کنند. و نکته دیگر اینکه با کوچکترین احتراقی این روابط از هم می پاشد.
قرمزهایی که با قرمز های دیگر جور می شوند، ذاتا" نقاط قوت و ضعف مشابه دارند. هر دو روراست و شمتاق حقیقت گویی هستند ، که در فرم ساده ممکن است منجر به رنج و عصبانیت شود. از آنجا که قرمزها در زمینه درک احساساتشان مشکل دارند، می توانند خود را در این ونه روابط محصور کنند.
قرمزها و نارنجی ها به خلوت تمایل دارند و محتاجند ببیشتر اوقات تنها باشند. هر دوی این رنگهای هاله به سکوت گرایش دارند و دربرقراری ارتباط جمع از مهارت چندانی برخوردار نیستند، در نتیجه، برای شان مشکل است که با آرامش با یکدیگر زندگی کنند، مگر برنامه های کاری متفاوت داشته باشند.
سرخابی ها هر چیزی را تا سر حد آن هل قرمزها سلیقه سرخابی هارا بع جای پیشتازی ، به عنوان چیزی عجیب و غریب تفسیر می کنند. قرمزها ریتم زندگی و برنامه های سرخابی هارا بسیار غیر قابل پیش بینی می دانند، در نتیجه، در محدوده ازتباطی نمیتوانند احساس ثبات و پایداری کنند.
زردها برای قرمزها لذت و خوشی می آورند. و ارتباط بین آنها قدرتمند و پر تحرک است. چون هر دو رنگ در زمان حال زندگی می کنند. هر دو عاشق کار کردن هستند، دوستان زیادی دارندو می دانند چگونه زندگی کنند .
کرمهای ذهنی منطقی و استوار از لحاظ شعور قابل اعتماد هستند، در حالی که قرمزها مستقل و کوشا و گه گاه بی ثباتند، مادی گرایی قرمزها به کرمهای ذهنی کمک می کند به سرعت از حالت رؤیا بیرون بیایند. مهارت های عقلانی کرم های ذهنی به انرژی های قرمز ها توازن و سازمان می دهد و به آنان کمک می کند به گونه یی مثبت خود را اتراز کنند.
سبز ها که با ذهن چابک و خلاق خود برای کسب اطلاعات به این در و ان در می زنند، برای قرمز ها بسیار جالب و در حکم معجزه هستند و آنان از سرعت عمل سبز ها برای دسترسی به اطلاعات خسته نمی شوند. قرمزها با ابراز احساسات صریح، احساسهای نهفته سبز هارا بیدار می کنند. زوجهایی که با ترکیب این دو رنگ، ایده های عالی خلق می کنند و بعد از آن نیز انرژی جسمانی زیادی برای سر هم کردند آن ها دارند.
کرم های پرورشی که به ادب و وقار تمایل دارند، برای قرمز ها مناسب هستند. آنان دارای تکبری هستند که باعث می شود قرمزها چندان تلاشی برای بر قراری ارتباط با آنان نکنند.
کرم های دوست داشتنی با روند فکری نا منظم خود، ان طور که باید و شاید به درد قرمز ها نمیخوزند. کرم های دوست داشتنی ریزه کاری هایی دارند که نامشخص است، و این باعث احساس عدم امنیت و سرخوردگی قرمزها می شود. به هر حال قرمزها از حس قوی هم دردی کرم های دوست داشتنی در هر ارتباطی قدر دانی می کنند که باعث می شود زمینه درک و پرذیرش قرمز در برقراری رتباط مهیا شود.
رنگ های عاطفی ، معنوی
آبی ها و قرمز ها مانند ترکیب آب و چربی هستند. آبی ها احساسی هستند. آنان از فعالیت های بی سرو صدا مانند خواندن و نوشتن لذت میبرند. از سوی دیگر، قرمزها از لحاظ فعالیت جسمانی فعالند ولی از لحاظ عاطفی نمی توانند احساس عمیق هم دلی معنوی را که آبی ها در روابطشان مشتاق آنند، در خود پرورش دهند.
به نظر می رسد بنفش ها و قرمز ها یکدیگر را میشناسندو درک می کنند، گر چه اساسا" در طیف رنگ های شخصیتی مخالف یکدیگرند، بنفش ها اصولا شهودی هستند، در حالی که قرمز ها ، فیزیکی اند. قرمز ها و بنفش ها می توانند زوجی پر جنب و جوش را تشکیل دهند و می دانند که این فرایند کارایی دارد، زیرا هر دو دارای ارزش های اخلاقی برابرندکه می توانند آنرا وارد روابطشان کنند.
ارغوانی ها از اینکه از لحاظ روحی و جسمی اسیر و درگیر شوند، امتناع می کنند. قرمز ها دوست دارند تا آخر روابطشان به جفت خود امید ببندند. نیروی جسمانی خالص قرمزها باعث می شود ارغوانی ها به سوی دنیای تخیلی خود فرار کنند.
بلورین ها قدرت قرمز ها را بیش از حد گیج کننده می دانند. انان خاکی بودن قرمز هارا تحسین می کنند و ممکن است برای مهار خودشان، به سوی انرژی آن ها کشیده شوند. از دست دادن این انرژی ، قرمز هارا دلخور می کند و باعث می شود آنان اغلب از بلورین ها فاصله بگیرند.
نیلی ها و قرمز ها صفات مشترک کمی دارند و رابطه بین شان مقتضی نیست.
قدرت شخصی و رهبری
قرمزها شجاعانه رهبری می کنند. آنان هرگز اسمی از مردن نمی آورند. مهم نیست توانایی جسمانی شان چقدر باشد به هر حال به راه خود ادامه می دهندو دیگران را ا نیز از حاشیه به وسط می کشند و به جلو هل می دهند.قرمزها باید یاد بگیرند که زمان آخرین هل چه موقع است. آنان باید تشخیص دهند که بفهمند کدام موقعیت مستلزم سعی و تلاش فوق العاده و کدام یک بیهوده است و صرف انرژی واراده و شجاعت را در زمان مقتضی ولازم استفاده کنند. آنان می توانند رؤسایی خوب باشند و می توانند تا آخرین حد توان کار زا پیش ببرند. اعتبار و حیثیت بسیاری از شرکتها به علت انرژی زیاد قرمزها که مانده اند تا کار را تمام کنند، نجات پیدا کرده است.
گزینشهای مالی
پول یکی از موارد انتزاعی و غیر واقع بینانه ای است که قرمزها از آن سر در نمی آورند.تا وقتی سقفی بالای سر دارند و سفره شان پر است و جزئی لذت و تفریح دارند، قانع هستند. آنان هیچ ولعی برای مال اندوزی ندارند.، و صرفا برای رفع احتیاج و داشتن وسایل رفاهی اقدام به کاری می کنند.
قرمزها اغلب برای خودشان کار می کنند، زیرا این مسأله به آنان استقلال می دهد و باعث می شود اختیار زندگی خود را داشته باشند. قرمزها به هیچ وجه حال و حوصله کاغذ بازی ندارند.بنابر این به همکار اداری ماهری احتیاج دارند تا بتوانند برایشان کاغذهارا جفت و جور کند. اینفرد می تواند جفت قرمز باشد، کسی که قدرت این رنگ هاله را می شناسد و مایل است محدودیت هارا بپذیرد. غالبا" این جفت می تواند امور تجاری قرمز هاراخارج از صیانت نفس اداره کند. در این صورت جفت قرمز می داند که در آمد و هزینه های او چیست و می تواند جو مالی خانواده را استحکام بخشد. در غیر اینصورت اگر قرمزهارا به حال خود رها کنند، تمام کارهای تجاری یا اداری روی هم جمع میشود، کسب و کار دچار هرج و مرج می شود وامور مالی خانواده از هم می پاشد.
چون پول برای قرمزها چیزی بی اهمیت و ناملموس است، در بذل و بخشش یدی طولا دارند، که از معایب آنهاست. قرمزها در مورد هر کسی که قصه بدبختی سر هم کند یا محتاج باشد، دست و دلبازند. چون خود قرمزها قابل اعتمادند ، تصور می کنند که کسی هم که به او پول می دهند ، قابل اعتماد است. آنان پول را می دهند بی آنکه در فکر پس گرفتن یا نحوه پرداخت باشند.
قرمزها خود کفا هستند. هرگز در مورد پول دیگران نگران نمی شوند، همیشه دوست دارند کار کنند. از نظر آنان کار کار است و از کارهای شاق وحشت ندارند، که این خود موهبتی است برای گروهی کاری.در نتیجه قرمزها غم کار را نمی خورند. همیشهمی دانند چطور پول به دست بیاورند. در این زمینه ، اقتدار شخصی آنان باعث می شودبا خانوده مشکل داشته باشند کسی که به یک نوع زندگی استاندارد عدت کند، مشکل می تواند تحمل کند در معیار زندگی اش کمی و کسری ایجاد شود. اما قرمزها اینطور نیستند. در حالی که دیگران به حقوق ماهیانه ی مرتب وابسته هستند، قرمزها قادرند خود را در تنگنا و مضیقه مالی قرار دهند.
گزینش های شغلی
قرمزها اساسا” برای هر کار و حرفه یی که به آنان اجازه می دهد ساعاتی متمادی را به تنهایی کاری بدنی کنند مناسبند.زندگی قرمزها مثل زندگی کابوی هاستکه شامل روزهای تنهایی و دویدن به دنبال شکار، و بعد تفریح.
قرمزها عاشق کار کردن با دستانشان هستند و هیچ ابایی ندارند که کثیف شوند. زنان و مردانی که هاله شان قرمز رنگ است، به طور مساوی عاشق حرفه یی هستند که آنان را به پذیرش مسؤلیتو رقابت با محیطشان وامیدارد. قرمزها از کار مهندسی( مکانیک ، راه و ساختمان )، ساختمانی ، مخصوصا” اپراتوری تجهیزات سنگین و تعمیر کاری، پزشک جرا، پلیس، آتش نشانی، پیرا پزشکی، ، و ورزشکار بودن، مخصوصا” فوتبال ( قرمزته ها ) و وزنه برداری، ریاست فرودگاه، و مدیر تولید خوششان می آید.
معنویت
مفهوم معنویت برای این رنگ از طیفهای شخصیتی مشکل است. قرمزها احتیاج به اثبات مثبت چیزهای ملموس زندگی دارند، مانند ارتباطشان با خداوند. این رنگ مستلزم عمل و نوعی حس عملی است.
قرمزها عاشق این هستند که در مسجد یا در کلیسا باشند یا در مراسم مذهبی شرکت کنند. احساس امیدواری، الکتریسیته موجود در هوا، جنب و جوش ، قیل و قال ، همه و همه برای قرمزها جاذبه دارد. جشن و سرور ، حرکت های گروهی، رقص، آواز، کف زدن، ابراز احساسات خشنودانه فرصتی برای قرمز ها پیش می آورد که خدا یا معنویت را بشناسند، که این حالت برایشان مفهومی انتزاعی نیست بلکه یک نوع ویژگی خوب انسانی در حال حرکت است. آنان مثل آبی ها فورا" از خود بی خود نمی شوند. حواس آنان جمع است. آنان شاهدانی هستند که همه چیز را با چشمان خود می بینند و ارزشمند بودن و دگر گونی و معنویت دوباره را احساس می کنند. آواز شادمانه قرمز ها این است:
" من آدمی جدید هستم."
آنان اعتقاد دارند که هیچ کاری فرومایگی نیست، و به طور نمادین، صاحب این رنگ هاله بوده که پاهای حضرت مسیح را می شسته است.

